فرشید آذر هوادار احسان خواجه امیری

متن تمام ترانه های احسان خواجه امیری
نویسنده : فرشید آذر - ساعت ۱٠:٤٥ ‎ق.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٥
 

متن تمامی ترانه های احسان خواجه امیری ...لذت ببرید..!

درج در ادامه ی مطلب


 

 

شهزاده

 

شهزاده ی آسمونی
گفتی که پیشم میمو نی

برای این دل پر غم
آواز شادی می خوانی

عشق تو آتیش به پا کرد
با من تو رو آشنا کرد

بی اونکه حرفی بگویم
راز منو بر ملا کرد

یه لحظه بی تو نبودم
یه لحظه بی تو نزیستم

یه روز سراغمو می گیری
روزی که من دیگه نیستم

 

 

 

 

 

 

جان بابا


هرجا که دیدی عاشقی
شکوه از یار خود بر زبان داشت

هر جا شنیدی نا له ای
از دلی ریشه در عمق جان داشت

از عشق او خواندی
هر دم اشک افشاندی
بر او تنها می شدی تسلّا

گاهی با آوازت
با بال پروازت
یارش بودی تا به اوج رویا


جان بابا بشنو از من
زندگی شادی و غصّه دارد

روح و جانش غم نبیند
بر خدا هر که دل می سپارد

در دوران پیری
ایّام دلگیری
می خوام باشی تو عصای دستم

من موجم تو دریا
من خاکم تو صحرا
هر جا باشی در بر تو هستم

کاش چون تو بخوانم ترانه
ای خدا حاجتش را بر آور

چون تو نامی شوم در زمانه
این بود لطف داور

 

 

 

 

 

بچه خیابونی

بچه های خیابونی
بیتابن از سرگردونی
مهاجرهای شب زده
کجا برن به مهمونی
چی کار کنن زمستونی

آهای شما که درد و غم ندارین
پیش کسی قامت خم ندارین
سکه خوشبختی به نام شماست
غصه نان بیش و کم ندارین

بچه های خیابونی
بیتابن از سرگردونی
مهاجرهای شب زده
کجا برن به مهمونی
چی کار کنن زمستونی

زندگی با همه خوبیش واسشون دنیایی زشته
نمیدونن دست تقدیر واسه اونا چی نوشته
یکی خوابه یکی بیدار یکی سالم یکی بیمار
یکیشون تنش رو خاکه یکیشون سرش رو خشته

بچه های خیابونی
بیتابن از سرگردونی
مهاجرهای شب زده
کجا برن به مهمونی
چی کار کنن زمستونی

آه ای خدا که اسم تو تنها دوای درده
کی میشه این چرخ فلک به کامشون بگرده
گفتی منو صدا بزن تا برسم به دادت
ببین غمه این آدما منو دیوونه کرده منو دیوونه کرده

بچه های خیابونی
بیتابن از سرگردونی
مهاجرهای شب زده
کجا برن به مهمونی
چی کار کنن زمستونی

 

 

 

راز دل

تازه داشتم سر میذاشتم
روی شونه هات که رفتی

تازه داشتم گل میکاشتم
روی گونه هات که رفتی

تازه داشتم با نگات جون میگرفتم
کام دل از چرخ گردون میگرفتم

تازه داشتم به امید مهربونیت
غصه از دل پریشون میگرفتم

تازه داشتی گل میگفتی
غصه هامو میشنفتی
شک نداشتم میگی آخر
توهم از چشام میافتی

نکنه رسیده اونروز
که نگاه ازم بگیری
واسه قربونی چشمات
زندگیمو نپذیری

کاشکی همدمم تو بودی
توی این خلوت خونه
بتو راز دل میگفتم
با زبونی عاشقونه

تو یه شبنمی که هر صبح
میاره هوای تازه
زندگی ناسازه اما
توبخوای بامن میسازه

 

 

 

 

فسانه

به سحر مرغ حق زد این ترانه
که جهان سر به سر بود فسانه

مخوری تو فریب رنگ دنیا
سر سازش ندارد این زمانه

بده ساقی آن شراب معرفت سوز
تو بزن مطرب نوای عارفانه

که اگر ماند زتو نام و یادی
بود این تفصیر عمر جاودانه

تو به زخمه ی تار با نوای بسیار دل خسته بسپار
راه غیر هموار معبری پر از خار منو عمرو تکرار

دیگر صدای مرغ عشق سرود عاشقانه نیست
شور شر دلدادگی در شعر و در ترانه نیست

در گیر و دار روزگار در هر خزان و هر بهار
دنیای رنگ و وارنگ هر لحظه ای به یک رنگ
بر جمع زدن سنگ

در حد یک اشاره هر آدمی نداره عمر دوباره

زندگی به جز صفا نیست
همدمش با رنج ما کیست

حاصلش سرای باقیست

خوب و بد نمانده بر جا
شادیش امروز اینجا

کس ندیده صبح فردا

به سحر مرغ حق زد این ترانه
که جهان سر به سر بود فسانه

مخوری تو فریب رنگ دنیا
سر سازش ندارد این زمانه

بده ساقی آن شراب معرفت سوز
تو بزن مطرب نوای عارفانه

که اگر ماند زتو نام و یادی
بود این تفصیر عمر جاودانه

 

 

عشق و هوس


نبینمت غمگین باشی
باغصه همنشین باشی
دلم میخواد توزندگی
گل باشی بهترین باشی

میخوام بگم یک کلمه
حرفی که توی دلم
هم سختمه نگفتنش
هم گفتنش مشکلمه
میخوام بگم که تیر غم
توی دلم کمونه زد
واژه عین وشین وقاف
روی لبم جوونه زد

عزیزمن تو زندگی
عشق که گنج آدمه
این زندگی بدون عشق
مثل یه خواب درهمه
اما هوس یه آتیشه
باآتیش بازی نکن
هدر نده زندگیتو
خونه براندازی نکن

میخوام بگم که تیر غم
توی دلم کمونه زد
واژه عین وشین وقاف
روی لبم جوونه زد

به سوی عشق ابدی
مرغ دلم پر میزنه
فرشته اقبال من
انگار داره در میزنه
عشقی که در دل منه
یه هدیه خداییه
نشونه ای از زندگی
بایه جهان زیباییه

 

 

 

فردا

به شام تیره ام صبح سپیدی
طلوع تازه ای نور امیدی
تو مظهر وفائی
پر از مهری و لبریز از صفائی ، صفائی ، صفائی
تو با سرشت پاکت
ز بدخواهی و بد دلی جدائی جدائی جدائی

یارا یارا یارا برام یگانه هستی
تنها عشق پاکی تو جاودانه هستی


رهایم کردی از این جا پریشانی
همیشه منتظر هستم که میایی
به فرداهای بهتر دادی امیدم
که با شادی بود فردا تماشایی


برای من یگانه ، توهستی ، تو هستی
فروغ جاودانه ، تو هستی تو هستی

برای من یگانه ، توهستی ، تو هستی
فروغ جاودانه ، تو هستی تو هستی

یارا یارا یارا برام یگانه هستی
تنها عشق پاکی ، تو جاودانه هستی




به شام تیره ام صبح سپیدی
طلوع تازه ای نور امیدی
تو مظهر وفائی
پر از مهری و لبریز از صفائی ، صفائی ، صفائی
تو با سرشت پاکت
ز بدخواهی و بد دلی جدائی جدائی جدائی

یارا یارا یارا برام یگانه هستی
تنها عشق پاکی تو جاودانه هستی

 

 

 

ازمن جدا مشو


از من جدا مشو که تو ام نور دیده ای
آرام جان و مونس قلب رمیده ای

از دامن تو دست ندارند عاشقان
پیراهن صبوری ایشان دریده ای

 

 

خداحافظ

خداحافظ برای تو چه آسان بود
ولی قلب من از این واژه لرزان بود

خداحافظ برای تو رهایی داشت
برای من غم تلخ جدایی داشت

خداحافظ طلوع من غروب من
خداحافظ تو ای محبوب خوب من

سلام تو طلوع پاک شبنم بود
غروب ظلمت تاریکی وغم بود

سلام تو شروع آشناییها
نوید مهربانی ها زمان همزبانیها

دریغ از قطره های اشک سوزانم که از بیداد تو بر رخ چکیده
خزان زندگی آمد دل افسرده بعد از تو بهاری را ندیده

خداحافظ
خداحافظ
خداحافظ

 

 

 

برای آخرین بار

برای آخرین بار ، خداکنه بباره
تو این شب کویری ، یه قطره از ستاره

همیشه بودی و من ، تو رو ندیدم انگار
بگو بگو که هستی ، برای آخرین بار

وقتی دوری ، تنهایی نزدیکه
قلبم بی تو ، میترسه ، تاریکه

چه لحظه ها که بی تو ، یکی یکی گذشتن
عمرمو بردن اما ، یه لحظه بر نگشتن

تو چشم من نگاه کن ، منو به گریه نسپار
حالا که با تو هستم ، برای اولین بار

برای آخرین بار

وقتی دوری ، تنهایی نزدیکه
قلبم بی تو ، میترسه ، تاریکه

خیال تو

خیالتو می دزدم از تو شبستون خواب
تو ابرا پنهون میشم یه وقت نبینه مهتاب

بارون میشم می بارم تو آسمون چشمات
که رو زمین به یاد همه بمونه چشمات

بخوای نخوای فقط تو بیای نیای فقط تو
تو . تو . فقط تو آهای آهای فقط تو

از سر پرچین شب وقتی سرک می کشی
مهتاب هاج و واج و پائین ترک می کشی

می یاد واسه تماشا می افته تو حوض نور
اونجا که عکس چشمات افتاده از راه دور

بخوای نخوای فقط تو بیای نیای فقط تو
تو . تو . فقط تو آهای آهای فقط تو

تو ترمه نگاهم چشات گلابتونه
گذشتن از تو سخته محاله دل بتونه

یه گوشه تو قلب هر آدمی نوشته
با عشق میشه پنبه کرد هر چی که غصه رشته

 

 

لبخند اجباری

خسته ام از لبخند اجباری خسته ام از حرفای تکراری
خسته از خواب فراموشی زندگی با وهم بیداری

این همه عشقای کوتاه و این تحمل های طولانی
سرگذشت بی سرانجام گمشدن تو فصل طوفانی

حقیقت پیش رومون بود ولی باور نمیکردیم
همینه روز روشن هم پی خورشید می گردیم

نشستیم روبروی هم تو چشمامون نگاهی نیست
نه با دیدن نه با گفتن به قدر لحظه راهی نیست

من و تو گم شدیم انگار تو این دنیای وارونه
که دریاشم پر از حسرت همیشه فکر بارونه

سراغ عشقو می گیریم تو اشک گریه ی آخر
تو دریای ترک خرده میون موج خاکست

 

 

انگار نه انگار


کنج خونه نشستی و
درو رو دنیا بستی و
از بس شکایت می کنی
به مردن عادت می کنی
هی میگی تقدیر منه
نمیگی تقصیر منه
تو این وسط چی کاره ای
که عمریه آواره ای

بهش میگم بسه دیگه
چیکار داری کی چی میگه
نذار خودتو سر کار انگار نه انگار
میگم هنوز دیر نشده
هنوز دلت پیر نشده
پاشو و دست رو دست نذار انگار نه انگار

توی گذشته موندی و
هی دلتو سوزوندی و
هر چی میگم بخند یه بار انگار نه انگار

انگار همه بیکارن و
دشمنی با تو دارن و
همش باتو بد میکنن
راه تو رو سد میکنن

اینا همش بهونته
کارای بچه گونته
چشم دلت تا نبینه
صد سال دیگم همینه

این دیگه حرف آخره
عمر تو داره میگذره
تموم که شد به روت نیار انگار نه انگار

 

 

وقتی که نباشی

کوچه وقتی که نباشی
رگ خشکیده شهر
ماه تو گوش خونه گفته
دیگه با پنجره قهر

سقف دلبستگی بی تو
واسه من سایه نداره
دلم از روزی که رفتی
دیگه همسایه نداره

تو پی کدوم ستاره
پشت ابرا خونه کردی
رفتی و چیزی نگفتی
گریه رو بهونه کردی

من سوال ساده تو
تو جواب مشکل من
ردپای رفتن تو
روی صحرای دل من


کوچه وقتی که نباشی
رگ خشکیده شهر
ماه تو گوش خونه گفته
دیگه با پنجره قهر

سقف دلبستگی بی تو
واسه من سایه نداره
دلم از روزی که رفتی
دیگه همسایه نداره

وقتی آسمون شبهام
زیر سایه چشات
وقتی حتی این ترانه
رنگ غربت صدات

نمی ذارم این دو راهی
سر راه ما بشینه
نمی ذارم این جدایی
رنگ فردا رو ببینه


کوچه وقتی که نباشی
رگ خشکیده شهر
ماه تو گوش خونه گفته
دیگه با پنجره قهر

سقف دلبستگی بی تو
واسه من سایه نداره
دلم از روزی که رفتی
دیگه همسایه نداره

شب با فانوس اشکت
می برم به روشنایی
با تو میرسم دوباره
به طلوع آشنایی

می دونم هر جا که باشی
دل تو اهل همین جاست
واسـه من تو ایــنجــا
اول و آخر دنیاست

 

غریبانه

هر چی آرزوی خوبه، مال تو
هرچی که خاطره داری، مال من

اون روزای عاشقونه، مال تو
این شبای بیقراری، مال من

منمو، حسرت با تو ما شدن
تو ای یو، بدون من رها شدن

آخر غربت دنیاست مگه نه
اول دوراهی آشنا شدن



تو نگاه آخر تو
آسمون خونه نشین بود
دلتو شکسته بودن
همه ی قصه همین بود

می تونستم با تو باشم
مثه سایه مثل رویا
اما بیدارمو بی تو
مثه تو تنهای تنها




هر چی آرزوی خوبه، مال تو
هرچی که خاطره داری، مال من

اون روزای عاشقونه، مال تو
این شبای بیقراری، مال من

هر چی آرزوی خوبه، مال تو
هرچی که خاطره داری، مال من

اون روزای عاشقونه، مال تو
این شبای بیقراری، مال من

 

 

ترانه خونه

تا دل ترانه خونه
دل من ترانه خونه
چرا بی تپش بمونه
دل لین ترانه خونه

وقتی آسمون قفس شد
باز هوای قصه پس شد
دم آخر سقوطم
یه ستاره هم نفس شد

ستاره با چشای تو
شبونه آفتابی می شه
با سایه ی تو کوچه مون
دوباره مهتابی می شه

تا به رویا دل سپردم
تورو تا خاطره بردم
شبا رو دونه به دونه
تو چشای تو شمردم

نذار این خار تو باشه
غصه دنبال تو باشه
اگه گاهی نگرونی
دل من مال تو باشه

ستاره با چشای تو
شبونه آفتابی می شه
با سایه ی تو کوچه مون
دوباره مهتابی می شه

اگه بغضو بشه خندید
میشه پشت پرده رو دید
می شه دست غمو رو کرد
اگه عشقو بشه فهمید

میشه تردیدو سفر کرد
عمرو با حادثه سر کرد
وقتی با یه عشق ساده
بشه خستگی رو در کرد

ستاره با چشای تو
شبونه آفتابی می شه
با سایه ی تو کوچه مون
دوباره مهتابی می شه

تا دل ترانه خونه
دل من ترانه خونه
چرا بی تپش بمونه
دل لین ترانه خونه

وقتی آسمون قفس شد
باز هوای قصه پس شد
دم آخر سقوطم
یه ستاره هم نفس شد

ستاره با چشای تو
شبونه آفتابی می شه
با سایه ی تو کوچه مون
دوباره مهتابی می شه

 

 

 

من بی تو

تو شروع آسمونی می دونستم نمی مونی
چشم تو آخر دنیاس خودت اینو نمی دونی
داشتن و نداشتن تو گاهی سخته گاهی ساده
اگه راهی اگه بی راه منم و پای پیاده


آخ که چه ساده گم شدم تو غربت چشای تو
سکوت شیشه ی دلم شکسته با صدای تو
آخ تمام لحظه هام اسمت یادم نمی ره
گذشته ها گذشته ها هیچ کی گناهی نداره

وقتی با تمام قلبم واسه زندگی می میرم
تن من می لرزه اما تو را از خودم میگیرم
من بی من من بی تو من از سایه فراری
می شم اون حادثه ای که روزی بود و روزگاری


حالا من نه توی قصه نه تو آرزوم نه خوابم
این سوال ساده ست چرا دنبال جوابم



آخ که چه ساده گم شدم تو غربت چشای تو
سکوت شیشه دلم شکسته با صدای تو
آخ تمام لحظه هام اسمت یادم نمی ره
گذشته ها گذشته ها هیچ کی گناهی ندار

 

 

حس غریبی

بیدارم و می بینمت رویا به رویا

از پیش چشمم میروی د نیا به د نیا

با تو میان آب و آ تش آشتی بود

در آ تش است از رفتنت دریا به دریا

یکبار د یگر عشق را با خون نوشتند

تعبیر لبخند تو را گلگون نوشتند


-- ----- ----- -----

یکبار د یگر عشق را با خون نوشتند

تعبیر لبخند تو را گلگون نوشتند

تا د ست عشق از پیکر عاشق جدا شد

با د ست لیلا قصه مجنون نوشتند

این کوچه ها بی تو همیشه بیقرارن

حس غریبی بین پا ییز و بهارن

رفتی ولی فکری به حال کوچه ها کن

بوی تو دارند و تو را اما ندارن

بیدارم و می بینمت رویا به رویا

از پیش چشمم میروی د نیا به د نیا

با تو میان آب و آ تش آشتی بود

در آ تش است از رفتنت دریا به دریا

بیدارم و می بینمت رویا به رویا

از پیش چشمم میروی د نیا به د نیا

 

 

 

 

 

زمونه

چه رسمی داری ای دوره زمونه
که هر روزت یه جا عاشق کشونه

هزاران سال که میجنگه آدم
نمی دونه گرفتار جنونه

زمونه آی زمونه آی زمونه

یکی با فرق زخمی توی محراب
یکی غرق به خون لب تشنه آب

یکی پاهاشو رو مین جا گذاشته
یکی پاشیده خونش روی مهتاب

نفسهای بهار و گاز خردل
رو خاک آسمون رگبار تاول

همیشه عاشق از جونش گذشته
که عشق آسان نبوداز روز اول

هنوزم کار دنیا قیل و قاله
هنوزم صلح آدمها محاله

هنوز آدم نمیشناسه خدا رو
هنوزم قلب عاشق پایماله

زمونه آی زمونه آی زمونه

یکی با فرق زخمی توی محراب
یکی غرق به خون لب تشنه آب

یکی پاهاشو رو مین جا گذاشته
یکی پاشیده خونش روی مهتاب

 

 

 

میکس

هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داری مال من
روزهای عاشقونه مال تو
این شبهای بی قراری مال من
منم و حسرت با تو ما شدن
توی و بدون من تنها شدن
آخر غربت دنیاست مگه نه
اول دو راهی آشنا شدن
بهش میگم بسه دیگه
چیکار داری کی چی میگه
نذار خودت رو سر کار
انگار نه انگار
تو شروع آسمونی
میدونستم نمیمونی
چشم تو آخر دنیاست
خودت اینو نمیدونی
چه رسمی داری ای دوره زمونه
که هر روزت یه جا عاشق کُشونه
هزارون سال که می جنگه آدم
نمیدونه گرفتار جنونِ
زمونه آی زمونه آی زمونه
این همه عشق های کوتاه
این تحمل های طولانی
سرگذشت بی سر انجام
گم شدن تو فصل طوفانی
بیدارم و میبینمت
رویا در رویا
از پیش چشمم میروی
دنیا به دنیا
کوچه وقتی که نباشی
رگ خشکیده ی شهر
ماه تو گوش خونه گفته
دیگه با پنجره قهره
اِه اِه اِه اِه اِه
سقف دلبستگی بی تو
واسه من سایه نداره
دلم از روزی که رفتی
دیگه همسایه نداره
تو دلت ترانه خونه
گذشتن از تو سخت
محال دل بتونه
برای آخزین بار
برای آخزین بار
خدا کنه بباره
بباره بباره بباره
توی این شب کویری
یه قطره از ستاره
ستاره
ستاره

 

 

 

خیال

بذار خیال کنم هنوز
ترانه هامو میشنوی
هنوز هوامو داری و
هنوز صدامو میشنوی
هنوز صدامو میشنوی

بذار خیال کنم هنوز
یه لحظه از نیازتم
اگه تموم قصه مون
هنوز ترانه سازتم
هنوز ترانه سازتم

بذار خیال کنم هنوز
پر از تب و تاب منی
روزا به فکر دیدنم
شبا پر از خواب منی
شبا پر از خواب منی

بذار خیال کنم تو دلتنگیات
غروب که میشه یاد من میفتی
تویی که قصه ی طلوع عشق رو
گفتی و دوست دارمو نگفتی
گفتی و دوست دارمو نگفتی

بذار خیال کنم منم
اون که دلت تنگه براش
اونی که وقتی تنهایی
پر میشی از خاطره هاش
اونکه هنوز دوسش داری
اونکه هنوز هم نفسه
بذار خیال کنم منم
اونی که بودنش بسه
اونی که بودنش بسه

دوباره فال حافظ و
دوباره توی فالمی
بذار خیال کنم بذار
اگر چه بی خیالمی
اگر چه بی خیالمی

بذار خیال کنم تو دلتنگیات
غروب که میشه یاد من میفتی
تویی که قصه ی طلوع عاشق
گفتی و دوست دارمو نگفتی
گفتی و دوست دارمو نگفتی

 

 

شانس

امروز و فردا

دنبال کی می گردی
عشق تو روبروته
هر چی دلت خواست بگو
چه موقع سکوته؟!

این روزا فرصت کمه
پیش اومد از دست نده
وقتش اگه بگذره
واسه دو تامون بده

چیزی نگفتی اما
یک چیزایی فهمیدم
با یه سوال شروع کن
جوابت رو من میدم

دارم میام پا به پات
این پا و اون پا نکن
تکلیف تو معلومه
امروز و فردا نکن

شانس در هر خونه رو
فقط یه بار می زنه
ببین حالام اومده و
وایساده جار می زنه

در رو اگه واکنی
خودش میاد تو خونه
خوب تا کنی قول میدم
کاری کنم بمونه

دنبال کی می گردی
عشق تو روبروته
هر چی دلت خواست بگو
چه موقع سکوته؟!

این روزا فرصت کمه
پیش اومد از دست نده
وقتش اگه بگذره
واسه دو تامون بده

چیزی نگفتی اما
یک چیزایی فهمیدم
با یه سوال شروع کن
جوابت رو من میدم

دارم میام پا به پات
این پا و اون پا نکن
تکلیف تو معلومه
امروز و فردا نکن

دل تو دلم نیست به خاطر تو
دل تو دلت نیست به خاطر من
از چی می ترسی هواتو دارم
به من نگا کن حرفتو بزن

 

 

سایه به سایه

شوق سفر نداشتی قصد گذر نذاشتی
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی
اما خبر نداشتی
رفتی و توی قلبم، یادتو جا گذاشتی
روی تموم حرفات یک دفعه پا گذاشتی
یک دفعه پا گذاشتی

بی تو کدوم ستاره پا به شبم بذاره
ابر کدوم آسمون رو تشنگیم بباره
بی تو چه مونده با من جز یه صدای خسته
جز یه نگاه خاموش جز یه دل شکسته
جز یه دل شکسته

بال و پرم بودی خبر نداشتی
تاج سرم بودی خبر نداشتی
سایه به سایه هر طرف که بودم
همسفرم بودی خبر نداشتی
بال و پرم بودی خبر نداشتی
تاج سرم بودی خبر نداشتی
سایه به سایه هر طرف که بودم
همسفرم بودی خبر نداشتی

پر زدی و ندیدی بال سفر نداشتم
گفتی رها شو اما من دیگه پر نداشتم
کوه غم و رو شونم دیدی و بر نداشتی
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی
اما خبر نداشتی

شوق سفر نداشتی، قصد گذر نداشتی
من با تو زنده بودم اما خبر نداشتی
رفتی و توی قلبم یار تو جا گذاشتی
روی تموم حرفات یک دفعه پا گذاشتی
یک دفعه پا گذاشتی

 

 

باران که می بارد

باران که می بارد تو می آیی
بارانِ گل ، بارانِ نیلوفر
باران ِمهر و ماه و آئینه
بارانِ شعر و شبنم و شبدر

باران که می بارد تو در راهی
از دشتِ شب تا باغِ ِ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز
با ابر و آب و آسمان جاری

غم می گریزد ، غصه می سوزد
شب می گدازد ،سایه می میرد
تا عطرِ آهنگِ تو می رقصد.....
تا شعر باران تو می گیرد........
تا شعر باران تو می گیرد.

از لحضه های تشنه ی بیدار
تا روزهای بی تو بارانی
غم می کُشد ما را و می بینی
دل می کِشد ما را تو می دا نی.....

دل می کِشد ما را تو می دا نی


باران که می بارد تو می آیی
بارانِ گل ، بارانِ نیلوفر
باران ِمهر و ماه و آئینه
بارانِ شعر و شبنم و شبدر

باران که می بارد تو در راهی
از دشتِ شب تا باغِ ِ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز.....
با ابر و آب و آسمان جاری

از لحضه های تشنه ی بیدار
تا روزهای بی تو بارانی
غم می کُشد ما را و می بینی
دل می کِشد ما را تو می دا نی.....
دل می کِشد ما را تو می دا نی

دل می کِشد ما را تو می دا .....نی

 

 

 

 

زشت و زیبا

نه میشه باورت کنم
نه میشه از تو رد بشم
نه میشه خوبه من بشی
نه میشه با تو بد بشم
نه دل دارم که بشکنی
نه جون دارم فدات کنم
نه پایه موندنه منی
نه میتونم رهات کنم
نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو
نه میتونم بگم بمون..نه میتونم بگم برو
کجا برم که عطره تو نپیچه تو یه لحظه هام
قصمو از کجا بگم که پا نگیری تو صدام
چه جوری از تو بگذرم تویی که معنیه منی
تویی که از منی اگر تیشه به ریشه میزنی
نه ساده ای نه خط خطی
نه دشمنی نه همنفس
نه با تو جایه موندنه
نه مونده راهه پیشو پس
نه میتونه تو خلوتش دلم صدا کنه تورو
نه میتونم بگم بمون..نه میتونم بگم برو
کجا برم که عطره تو نپیچه تو یه لحظه هام
قصمو از کجا بگم که پا نگیری تو صدام
نه میشه باورت کنم
نه میشه از تو رد بشم
نه میشه خوبه من بشی
نه میشه با تو بد بشم
نه دل دارم که بشکنی
نه جون دارم فدات کنم
نه پایه موندنه منی
نه میتونم رهات کنم
نمیشه با تو باشمو اسیره دسته غم نشم
فقط میخوام با خواستنت تا هستم از تو کم نشم

 

 

 

باور نمی کنم

نه....
این قرارمون نبود
تو بی خبر بری
من خسته شم که تو..
بی همسفر بری
نه...
این قرارمون نبود
من رنگِ شب بشم
تو سر سپرده شی
من جون به لب بشم.....

باور نمی کنم
این تو خودِ تویی
این تو که از خودش
بی خود شده تویی..

باور نمی کنم
عشق ِ منی هنوز
گاهی به قلبِ من ...
سر می زنی هنوز

وقتی زندونی تو هوس
مثل پروازی تو قفس
این رسم ِ همراهی نشد
ای همنفس...............

وقتی قلبت از من جداس
سرگردونه بی هم صداس
انگار دستت با دست من
نا آشناس..................

باور نمی کنم
این تو خودِ تویی
این تو که از خودش
بی خود شده تویی..

باور نمی کنم
عشق ِ منی هنوز
گاهی به قلبِ من ...
سر می زنی هنوز

..


باور نمی کنم
عشق ِ منی هنوز
گاهی به قلبِ من ...
سر می زنی هنوز

 

 

تمومش کن

از اول هم من و تو ما نبودیم
من و تو مال یک دنیا نبودیم
از اول هم تومون سر درگمی بود
می گفتیم با همیم اما نبودیم

تمومش کن بیا از هم جدا شیم
بیا اینقدر تکراری نباشیم
تمومش کن تا همینجا توی لحظه
از این تنهایی با هم رها شیم

تمومش کن ته این جاده بسته
تهش ماییم که قلبامون شکسته
بگو اینجا کجای قصه ماست
نگاه کن اول راهیم و خسته
نترس از این که حرفام دلنشین نیست
تموم سهم ما از عشق این نیست
ما عشق اول هم بودیم اما
همیشه عشق اول بهترین نیست

تمومش کن بیا از هم جدا شیم
بیا اینقدر تکراری نباشیم
تمومش کن تا همینجا توی لحظه
از این تنهایی با هم رها شیم

تمومش کن ته این جاده بسته
تهش ماییم که قلبامون شکسته
بگو اینجا کجای قصه ماست
نگاه کن اول راهیم و خسته

تمومش کن بیا از هم جدا شیم
بیا اینقدر تکراری نباشیم
تمومش کن تا همینجا توی لحظه
از این تنهایی با هم رها شیم

 

 

جدایی

اگه دستم به جدایی برسه
اونو از خاطره ها خط می زنم
از دل تنگ تمومه ادم ها
از شب و روز خدا خط می زنم
اگه دستم برسه به اسمون
با ستاره ها قیامت میکنم
نمی ذ ارم کسی عاشق نباشه
ماه و بین همه قسمت میکنم


وقتی گاهی من و دل تنها می شیم
حرفهای نگفتنی را میشه دید
میشه تو سکوت بین ما دوتا
خیلی از ندیدنی ها رو شنید
قصه جدایی ما آدم ها
قصه دوری ماست از خودمون
دوری من و تو از لحظه عشق
قصه سادگی گمشدمون


اگه دستم به جدایی برسه
اون از خاطره ها خط می زنم
از دل تنگ تموم آدم ها
از شب و روز خدا خط می زنم
اگه دستم برسه به آسمون
با ستاره ها قیامت می کنم
نمی ذارم کسی عاشق نباشه
ماه و بین همه قسمت می کنم

 

 

 

فصل بارونی

فصل بارونی بیشه
رنگ چشماته همیشه
حس تازه بودن من
بی نگاه تو نمی شه
اگه دیروز اگه فردا
اگه با هم اگه تنها
با توام خود خود تو
اگه حتی توی رویا
نه می افتم به پای تو
نه می میری برای من
همیشه رد پات پیداست
کنار رد پای من
کاش دوباره بودن من
رنگ بودن تو باشه
که در بسته ی قلبم
باز با دستای تو واشه
باز با دستای تو واشه

تو مثله شبهای مهتابی و بارونی
وقتی که نباشی دلگیرم و می دونی
حرفای دلم رو با اشک تو می گفتم
بارون که می باره باز یاد تو می افتم
از غم منو غم تو
تب منو تب تو
همه بی خبرن
از دل منو دل تو
شب منو شب تو
همه بی خبرن

فصل بارونی بیشه
رنگ چشماته همیشه
حس تازه بودن من
بی نگاه تو نمی شه
اگه دیروز اگه فردا
اگه با هم اگه تنها
با توام خود خود تو
اگه حتی توی رویا

 

 

سلام آخر

سلام ای غروب غریبانه دل
سلام ای طلوع سحرگاه رفتن
سلام ای غم لحظه های جدایی
خداحافظ ای شعر شبهای روشن

خداحافظ ای شعر شبهای روشن
خداحافظ ای قصه عاشقانه
خداحافظ ای آبی روشن عشق
خداحافظ ای عطر شعر شبانه

خداحافظ ای همنشین همیشه
خداحافظ ای داغ بر دل نشسته
تو تنها نمی مانی ای مانده بی من
تو را می سپارم به دلهای خسته

تو را می سپارم به مینای مهتاب
تو را می سپارم به دامان دریا
اگر شب نشینم اگر شب شکسته
تو را می سپارم به رویای فردا

به شب می سپارم تو را تا نسوزد
به دل می سپارم تو را تا نمیرد
اگر چشمه واژه از غم نخشکد
اگر روزگار این صدا را نگیرد

خداحافظ ای برگ و بار دل من
خداحافظ ای سایه سار همیشه
اگر سبز رفتی اگر زرد ماندم
خداحافظ ای نوبهار همیشه

 

 

 

نمی دونی

تو چشمات مال من نیست و
نگات دنبال من نیست و
چشات رو دزدکی دیدم
تو قهوه ات فال من نیست و
نمی دونی دیگه حالی توی احوال من نیست و
نمی دونی

تو از من دلخوری اما این ها اشکال من نیست و
از اون وقتی که هیچ گوشی دیگه اشغال من نیست و
نه تو ، نه هیچ کس دیگه تو استقبال من نیست و
نمی دونی

تو قلب تو دیگه جایی واسه امثال من نیست و
یه ذره دلخوشی حتی توی اقبال من نیست و
بهارش این جوری باشه ، نه امسال ، سال من نیست و
نمی دونی ، نمی دونی ، نمی دونی

تو چشمات مال من نیست و
نگات دنبال من نیست و
چشات رو دزدکی دیدم
تو قهوه ات فال من نیست و
نمی دونی دیگه حالی توی احوال من نیست و
نمی دونی

تو از من دلخوری اما این ها اشکال من نیست و
از اون وقتی که هیچ گوشی دیگه اشغال من نیست و
نه تو ، نه هیچ کس دیگه تو استقبال من نیست و
نمی دونی (نمی دونی

 

شیرین

بذار همه بپرسن این کیه داره می خونه
بذار غم ته ترانه نا گفته نمونه
بذار بفهمن این صدای خسته مال من نیست
بذار همه بدونن این ترانه مال اونه

می خوام بخونم از چشای تو ، نگو نمی شه
غمی که از نگاه تو میاد ترانه می شه
تو شیرینی با نمک ترین ترانه هامی
نه دیروزی نه امروزی ، تو فردایی همیشه
می خوام بخونم از چشای تو ، نگو نمی شه
غمی که از نگاه تو میاد ترانه می شه
تو شیرینی با نمک ترین ترانه هامی
نه دیروزی نه امروزی ، تو فردایی همیشه

نشونی تو رو شبیه گریه هام می دونم
می خوام گمت کنم ، نبینمت ، اگر بتونم
میون خاطرات من نشستی ، گم نمی شی
اگه هستی ، اگه نیستی می خوام برات بخونم
میون خاطرات من نشستی ، گم نمی شی
اگه هستی ، اگه نیستی می خوام برات بخونم
می خوام بخونم از چشای تو ، نگو نمی شه
غمی که از نگاه تو میاد ترانه می شه
تو شیرینی با نمک ترین ترانه هامی
نه دیروزی نه امروزی ، تو فردایی همیشه

می خوام بخونم از چشای تو ، نگو نمی شه
غمی که از نگاه تو میاد ترانه می شه
تو شیرینی با نمک ترین ترانه هامی
نه دیروزی نه امروزی ، تو فردایی همیشه
نه دیروزی نه امروزی ، تو فردایی همیشه

 

 

گریه

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم
گریه غرورم رو به هم می زنه
مرد برای هضم دلتنگی هاش
گریه نمی کنه ، قدم می زنه

گریه نمی کنم ، نه اینکه خوبم
نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم
یک اتفاق نصفه نیمه ام که ، یهو میون زندگی افتادم

یک ماجرای تلخ ناگزیرم
یک کهکشونم ولی بی ستاره
یک قهوه که هرچی شکر بریزی
بازم همون تلخی ناب رو داره
اگر یکی باشه من رو بفهمه
براش غرورم رو به هم می زنم
گریه که سهله ، زیر چتر شونش
تا آخر دنیا قدم می زنم

گریه نمی کنم نه اینکه سنگم
گریه غرورم رو به هم می زنه
مرد برای هضم دلتنگی هاش
گریه نمی کنه ، قدم می زنه

گریه نمی کنم ، نه اینکه خوبم
نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم
یک اتفاق نصفه نیمه ام که ، یهو میون زندگی افتادم

 

 

دچار

چه بسازی چه نسازی ، دل من کوکه با سازت
همه ی اوج غرورم ، سهم قلب بی نیازت
حال من خوبه با عشقت گر چه دورم از وصالت
واسه من کافیه رویات ، واسه من بسه خیالت
آرزوم ، بودن کنارت ، حتی یک لحظه تو خوابه
چه بپرسی چه نپرسی ، چشم من پر از جوابه
آرزوم ، بودن کنارت ، حتی یک لحظه تو خوابه
چه بپرسی چه نپرسی ، چشم من پر از جوابه

جات رو هیچ کس نمی گیره توی این قلب حقیرم
اگه باشم توی قلبت بدون از خوشی می میرم
چه بری تنهام بذاری ، چه بمونی تو کنارم
عاشقانه هات با هامن ، من به قصه هات دچارم
آرزوم ، بودن کنارت ، حتی یک لحظه تو خوابه
چه بپرسی چه نپرسی ، چشم من پر از جوابه
آرزوم ، بودن کنارت ، حتی یک لحظه تو خوابه
چه بپرسی چه نپرسی ، چشم من پر از جوابه

چه بسازی چه نسازی ، دل من کوکه با سازت
همه ی اوج غرورم ، سهم قلب بی نیازت
حال من خوبه با عشقت گر چه دورم از وصالت
واسه من کافیه رویات ، واسه من بسه خیالت
آرزوم ، بودن کنارت ، حتی یک لحظه تو خوابه
چه بپرسی چه نپرسی ، چشم من پر از جوابه
آرزوم ، بودن کنارت ، حتی یک لحظه تو خوابه
چه بپرسی چه نپرسی ، چشم من پر از جوابه

 

 

 

حقیقت داره دل تنگی


دلیل اینکه آرومم ، امید لمس دست هاته
همین لبخند پنهانی ، کنار لحن گیراته
دلیل اینکه تنهایی ، همین دست های تنهامه
همین دنیای تاریکم ، همین تردید چشمامه

شبیه حس پژمردن ، دچار شک و بی رنگی (شک و بی رنگی)
من آرومم ، تو تنهایی ، حقیقت داره دلتنگی (دلتنگی)

لالا لالا

هنوزم می شه عاشق شد ، هنوزم حال من خوبه
ببین دنیا پر از رنگه ، هنوزم عشق محبوبه

لالا لالا لالا

تو در گیری ، نمی دونی ، چه رویایی به من دادی
اگه فکر می کنی سردم ، برو رد شو ، تو آزادی (تو آزادی)

نمی دونی چقدر سخته ، تو پشت نبض دیواری
نمی دونم تو این روز ها ، چه احساسی (احساسی) به من داری

شبیه حس پژمردن ، دچار شک و بی رنگی (شک و بی رنگی)
من آرومم ، تو تنهایی ، حقیقت داره دلتنگی (دلتنگی)

لالا لالا

هنوزم می شه عاشق شد ، هنوزم حال من خوبه
ببین دنیا پر از رنگه ، هنوزم عشق محبوبه

لالا لالا لالا

نه اینکه سرد و مغرورم ، نه اینکه دور از احساسم
بذار دست دلم رو شه ، بذار رویا رو بشناسم
تموم شهر خوابیدن ، من از فکر تو بیدارم
یه روز می فهمی از چشمام ، چه احساسی به تو دارم

شبیه حس پژمردن ، دچار شک و بی رنگی (شک و بی رنگی)
من و آرومم ، تو تنهایی ، حقیقت داره دلتنگی (دلتنگی)

لالا لالا

هنوزم می شه عاشق شد ، هنوزم حال من خوبه
ببین دنیا پر از رنگه ، هنوزم عشق محبوبه

 

 

 

فال


من رو ویرون کنی ، آباد می شم
تو زندونم کنی ، آزاد می شم
آره مجنون می شم وقتی که تلخی
یک کم شیرین بشی ، فرهاد می شم
یک کم شیرین بشی ، فرهاد می شم

تو هر جا باشی دنبالت منم ، من
دیگه تقدیر امسالت منم ، من
اگر حافظ ، اگر قهوه ، اگر رمل
بگیر ، می بینی تو فالت منم ، من
می دونم عشق تو تاخیر داره
ولی اصرار من تاثیر داره
تو هم دیوونه ی من می شی آخر
تب مجنون بدون واگیر داره
تب مجنون بدون واگیر داره

من رو ویرون کنی ، آباد می شم
تو زندونم کنی ، آزاد می شم
آره مجنون می شم وقتی که تلخی
یک کم شیرین بشی ، فرهاد می شم
یک کم شیرین بشی ، فرهاد می شم

خیال کردی همیشه مهلتی هست
واسه نازت همیشه طاقتی هست
اگر من عاشقت باشم ، درسته
برای تو همیشه مهلتی هست

تو هر جا باشی دنبالت منم ، من
دیگه تقدیر امسالت منم ، من
اگر حافظ ، اگر قهوه ، اگر رمل
بگیر ، می بینی تو فالت منم ، من
می دونم عشق تو تاخیر داره
ولی اصرار من تاثیر داره
تو هم دیوونه ی من می شی آخر
تب مجنون بدون واگیر داره
تب مجنون بدون واگیر داره

من رو ویرون کنی ، آباد می شم
تو زندونم کنی ، آزاد می شم
آره مجنون می شم وقتی که تلخی
یک کم شیرین بشی ، فرهاد می شم
یک کم شیرین بشی ، فرهاد می شم

 

 

 

رفتنی


تو می ری با یکی دیگه که قدر تو رو نمی دونه
که رویات رو نمی فهمه ، نگاهت رو نمی خونه

به تو عادت کنه شاید ، یا شاید عاشقت باشه
ولی قلبش می تونه رو کسی غیر از تو هم واشه

تو رو اصلا نمی شناسه

براش فرقی نداری تو

تو رو اصلا نمی شناسه

براش فرقی نداری تو

جواب عشق رو چی می دی
جواب آرزوهات رو
جواب اون که بعد من ، می خواد عاشق بشه با تو

تو می ری با یکی دیگه ، که از چشات نمی ترسه
نمی دونه که این یعنی شروع مرگ ما هر سه

تو رو اصلا نمی شناسه

براش فرقی نداری تو

تو رو اصلا نمی شناسه

براش فرقی نداری تو

تو می ری با یکی دیگه که قدر تو رو نمی دونه
که رویات رو نمی فهمه ، نگاهت رو نمی خونه

به تو عادت کنه شاید ، یا شاید عاشقت باشه
ولی قلبش می تونه رو کسی غیر از تو هم باشه

تو رو اصلا نمی شناسه

براش فرقی نداری تو

تو رو اصلا نمی شناسه

براش فرقی نداری تو

جواب عشق رو چی می دی
جواب آرزوهات رو
جواب اون که بعد من ، می خواد عاشق بشه با تو

تو می ری با یکی دیگه ، که از چشات نمی ترسه
نمی دونه که این یعنی شروع مرگ ما هر سه

تو رو اصلا نمی شناسه

براش فرقی نداری تو

 

 

 

خوشبختی


می خواستم بهت بگم چقدر پریشونم
دیدم خود خواهیه ، دیدم نمی تونم
تحمل می کنم بی تو به هر سختی
به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی
به شرطی که بدونم شاد و خوشبختی

به شرطی بشنوم دنیات آرومه
که دوسش داری ، از چشم هات معلومه
یکی اونجاست شبیه من ، یک دیوونه
که بیشتر از خودم ، قدر تو رو می دونه

چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم
تو می خندی ، چه شیرینه گذشتن
تازه می فهمم ، تازه می فهمم

تو رو می خوام ، تموم زندگیم اینه
دارم می رم ، ته دیوونگیم اینه
نمی رسه به تو حتی صدای من
تو خوشبختی ، همین بسه برای من
تو خوشبختی ، همین بسه برای من

چیکار کردی که با قلبم به خاطر تو بی رحمم
تو می خندی ، چه شیرینه گذشتن
تازه می فهمم ، تازه می فهمم

 

 

 

عشق میاد

هر کسی دنبال خبر می گرده
بهش بگین عشق داره بر می گرده
عشق میاد ، همین روزها خیلی زود
عشق میاد ، تازه می فهمیم کی بود
وقتی میاد ، دور و برش شلوغ نیست
این دفعه حتما ، خودشه ، دروغ نیست
وقتی میاد ، زندگی آسون می شه
میاد و تو خونه ها مهمون می شه
هر کسی دنبال خبر می گرده
بهش بگین عشق داره بر می گرده
عشق میاد ، همین روزها خیلی زود
عشق میاد ، تازه می فهمیم کی بود

عشقه دیگه ، فقط یکم پیر شده
از عاشق ها یک خورده دلگیر شده
عشقه دیگه ، فقط تو هیچ قابی نیست
شبیه این عشق های قلابی نیست
عشق و نامه های راه دورش
عشق میاد ، عشق و دل صبورش
میاد و این پنجره ها وا می شه
دلخوشی گم شده پیدا می شه
عشق میاد ، شهر رو خبردار کن
این رو برای همه تکرار کن

هر کسی دنبال خبر می گرده
بهش بگین عشق داره بر می گرده
هر کسی دنبال خبر می گرده
بهش بگین عشق داره بر می گرده

 

 

 

تب تلخ

خدا ما رو برای هم نمی ‏خواست
فقط می ‏خواست هم رو فهمیده باشیم
بدونیم نیمه ی ما ، مال ما نیست
فقط خواست نیمه ‏مون رو دیده باشیم
تموم لحظه‏ های این تب تلخ
خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش ما رو برای هم نمی ‏خواست
خودت دیدی دعامون بی ‏اثر بود

چه سخته مال هم باشیم و بی هم
می ‏بینم می ری و می ‏بینی می رم
تو وقتی هستی اما دوری از من
نه می شه زنده باشم ، نه بمیرم
نمی گم دلخور از تقدیرم اما
تو می دونی چقدر دلگیره این عشق
فقط چون دیر باید می ‏رسیدیم
داره رو دست ما می ‏میره این عشق
تموم لحظه‏ های این تب تلخ
خدا از حسرت ما با خبر بود
خودش ما رو برای هم نمی ‏خواست
خودت دیدی دعامون بی ‏اثر بود

خدا ما رو برای هم نمی ‏خواست
فقط می ‏خواست هم رو فهمیده باشیم
بدونیم نیمه ی ما ، مال ما نیست
فقط خواست نیمه ‏مون رو دیده باشیم

 

 

 

تیتراژ سریال میوه ممنوعه


می‌شه خدا رو حس کرد
تو لحظه‌های ساده
تو اضطراب ِ عشق‌و
گناه ِ بی‌اراده
بی عشق عمر ِ آدم
بی اعتقاد میره
هفتاد سال عبادت
یک شب به باد میره
یک شب به باد میره
وقتی که عشق آخر
تصمیمش‌و بگیره
کاری نداره زوده
یا حتی خیلی دیره
ترسیده بودم از عشق
عاشق‌تر از همیشه
هر چی محال میشد
با عشق داره میشه
انگار داره میشه

عاشق نباشه آدم
حتی خدا غریبه‌س
از لحظه‌های حوا
هوا می‌مونه و بس
نترس اگه دل ِ تو
از خواب ِ کهنه پاشه
شاید خدا قصه تو
از نو نوشته باشه
از نو نوشته باشه
وقتی که عشق آخر
تصمیمش‌و بگیره
کاری نداره زوده
یا حتی خیلی دیره
ترسیده بودم از عشق
عاشق‌تر از همیشه
هر چی محال میشد
با عشق داره میشه
انگار داره میشه

 

 

تیتراژ پایانی پول کثیف

نه نه نه
این قرارمون نبود
که تو بی خبر بری
من خسته شم که تو
بی همسفر بری
نه نه نه
این قرارمون نبود
من رنگ شب بشم
تو سر سپرده شی
من جون به لب شم
باور نمی کنم
این تو خود تویی
این تو که از خودش
بیخود شده تویی
باور نمی کنم
عشق منی هنوز
گاهی به قلب من
سر میزنی هنوز
وقتی زندونی تو هوس
مثله پروازه تو قفس
این رسم همراهی نشد ای هم نفس
وقتی قلبت از من جداست
برگردونه بی هم صداست
انگار دستت با دست من ناآشناست
باور نمی کنم
این تو خود تویی
این تو که از خودش بیخود شده تویی
باور نمی کنم
عشق منی هنوز
گاهی به قلب من
سر میزنی هنوز
باور نمی کنم

 

 

شوق سفر


شوق سفر نداشتی ,
قصد گذر نداشتی ,
من با تو زنده بودم , اما خبر نداشتی ,
اما خبر نداشتی ...

رفتی و توی قلبم یادتو جا گذاشتی ,
روی تموم حرفات , یک دفعه پا گذاشتی ,
یک دفعه پا گذاشتی ....

بی تو کدوم ستاره پا به شبم بذاره ؟
ابر کدوم آسمون رو تشنگیم بباره ؟
بی تو چی مونده با من ,
جز یه صدای خسته ,
جز یه نگاه خاموش ,
جز یه دل شکسته, جز یه دل شکسته......

بال و پرم بودی خبر نداشتی ,
تاج سرم بودی خبر نداشتی ,
سایه به سایه هر طرف که بودم ,
همسفرم بودی خبر نداشتی .....

پر زدی و ندیدی بال سفر نداشتم ,
گفتی رها شو اما, من دیگه پر نداشتم ,
کوه غم رو رو شونه ِهام دیدی و بر نداشتی ,
من با تو زنده بودم ,
اما خبر نداشتی , اما خبر نداشتی ......

 

 

 

تیتراژ آغازین سریال مثل هیچکس


به نابودی کشوندیم تا بدونم
همه بود و نبود من تو بودی
بدونم هر چی باشم بی تو هیچم
بدونم فرصت بودن تو بودی
همه دنیا بخواد و تو بگی نه
نخواد و تو بگی آره... تمومه
همین که اول و آخر تو هستی,
به محتاج تو محتاجی حرومه
پریشون چه چیزا که نبودم
دیگه میخوام پریشون تو باشم
تویی که زندگیمو آبرومو
باید هر لحظه مدیون تو باشم
فقط تو میتونی کاری کنی که
دلم از این همه حسرت جدا شه
به تنهاییت قسم تنهای تنهام
اگه دستم تو دست تو نباشه

 

 

تیتراژ پایانی مثل هیچکس

همه دنیا بخواد و تو بگی نه
نخواد و تو بگی آره... تمومه
همین که اول و آخر تو هستی
به محتاج تو محتاجی حرومه

تو همیشه هستی اما این منم که از تو دورم
من که بی خورشید چشمات مثل ماهِ سوت و کورم
نمیخوام وقتی تو هستی آدمه آدمکا شم
چرا عادتم تو باشی؟ میخوام عاشق ِ تو باشم
تازه فهمیدم به جز تو حرفِ هیشکی خوندنی نیست
آدما میان و میرن هیشکی جز تو موندنی نیست
منو از خودم رها کن تا دوباره جون بگیرم
خستم از این عقل خسته
من میخوام جنون بگیرم


همه دنیا بخواد و تو بگی نه
نخواد و تو بگی آره... تمومه
همین که اول و آخر تو هستی
به محتاج تو محتاجی حرومه

 

 

 

تیتراژ پایانی سریال غریبانه


چه رسمی داری ای دوره زمونه
که هر روزت یه جا عاشق کشونه

هزاران ساله که میجنگه آدم
نمیدونه گرفتار جنونه

زمونه آی زمونه آی زمونه

یکی با فرق زخمی توی محراب
یکی غرق به خون لب تشنه ی آب

یکی پاهاشو رو مین جا گذاشته
یکی پاشیده خونش روی مهتاب

نفس های بهاران گاز خردل
رو خاک آسمون رگبار تاول

همیشه عاشق از جونش گذشته
که عشق آسان نبود از روز ازل

هنوزم کار دنیا قیل و قاله
هنوزم صلح آدم ها محاله

هنوز آدم نمیشناسه خدارو
هنوزم قلب عاشق پایماله

زمونه آی زمونه آی زمونه

یکی با فرق زخمی توی محراب
یکی غرق به خون لب تشنه ی آب

یکی پاهاشو رو مین جا گذاشته
یکی پاشیده خونش روی محراب

 

 

 

حلقه شادی


گل خورشید گل افتاب گردون
خودتون گل دلاتون گل بارون
گل کنین گل بچینین گل بکارین
رو سر حریفاتون گل ببارین
رو سر حریفاتون گل ببارین

وطنم سبزه تو روح چمنه
سرخیه خون رگ های من
وطنم همیشه رو سفیده من
عزت تو عشق من امید من
عزت تو عشق من امید من

گل خورشید گل افتاب گردون
خودتون گل دلاتون گل بارون
گل کنین گل بچینین گل بکارین
رو سر حریفاتون گل ببارین
رو سر حریفاتون گل ببارین

ایران ایران ایران ایران

دوباره فریاد ایران ایران
حلقه شادی یاران ایران
دوباره شور جوانمردی ما
همت و وحدت وهم دردی ما

گل خورشید گل افتاب گردون
خودتون گل دلاتون گل بارون
گل کنین گل بچینین گل بکارین
رو سر حریفاتون گل ببارین

 

 

 

ترانه ی میانی سریال غریبانه


هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داریم مال من

اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من

منم و حسرت با تو ما شدن
تویی و دلهرم از رها شدن

آخر غربت دنیاست مگه نه
اول دو راهی آشنا شدن

تو نگاه آخر تو آسمون خونه نشین بود
دلتو شکسته بودن همه ی قصه همین بود

میتونستم با تو باشم مثل سایه مثل رویا
اما بیدارمو بی تو مثه تو تنهای تنها





هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داری مال من

اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من

هرچی آرزوی خوبه مال تو
هرچی که خاطره داری مال من

اون روزای عاشقونه مال تو
این شبای بی قراری مال من

 

 

تیتراژ پایانی برای آخرین بار


برای آخرین بار خدا کنه بباره
تو این شب کویری
یه قطره از ستاره

همیشه بودی و من تو رو ندیدم انگار
بگو ، بگو که هستی ، برای آخرین بار

وقتی دوری ، تنهاییم نزدیکه
قلبم بی تو می ترسه تاریکه



چه لحظه ها که بی تو
یکی یکی گذشتن
عمرمو بردن امّا یه لحظه بر نگشتن

تو چشم من نگاه کن
منو به گریه نسپار
حالا که با تو هستم
برای اوّلین بار


برای آخرین بار



وقتی دوری ، تنهاییم نزدیکه
قلبم بی تو می ترسه تاریکه

 

 

عاشقم من

عاشقم من! عاشقی بی قرارم کس ندارد خبر از دل زارم
آرزویی جز تو در دل ندارم
عاشقم من! عاشقی بی قرارم کس ندارد خبر از دل زارم
آرزویی جز تو در دل ندارم
من به لبخندی از تو خرسندم
مهر تو ای مه آرزومندم
در تو پابندم
خیز و با من در افق ها سفر کن دلنوازی چون نسیم سحر کن
ساز دل را نغمه گر کن همچو بلبل نغمه سر کن
عاشقم من عاشقی بی قرارم کس ندارد خبر از دل زارم
آرزویی جز تو در دل ندارم

 

 

در آستانه نور

تو از قبیله ی باران تو از سلاله شبنم
دلیل هستی حوا گواه عفت مریم
تو عطر نور ونیایش تو دست سبز دعایی
شمیم فصل شکفتن بهار باغ خدایی بهار باغ خدایی
بهار باور ایمان ...شکوه عشق و یقینی
تواز هاله نوری تو از مال زمینی
زمین به یمن تو زیباست زمان به نام تو گویا
حیات به بوی تو باقی ست نجابت از تو شکوفا

تو از قبیله ی باران تو از سلاله شبنم
دلیل هستی حوا گواه عفت مریم
تو عطر نور ونیایش تو دست سبز دعایی
شمیم فصل شکفتن بهار باغ خدایی بهار باغ خدایی
تو را چه و که بگویم که ماه مهر حجابی
که صبح صبر وسلامی که عطر و نور ونمازی
نه اسمان که دو عالم نظر به سوی تو دارند
تویی که چشمه خورشید نظر به روی تو دارند
تو از قبیله ی باران تو از سلاله شبنم
دلیل هستی حوا گواه عفت مریم
تو عطر نور ونیایش تو دست سبز دعایی
شمیم فصل شکفتن بهار باغ خدایی بهار باغ خدایی

 

 

تیتراژ آخر سریال از نفس افتاده


فکر میکردم تورو دیدن یه تولد یه طلوعه تو غروب آشنایی
ندونستم که رسیدن یه بهونست یه بهونه واسه لحظه جدایی

بی تو غریب غربتم آماده شکستنم
با من بمون بمون بمون با من که عاشقت منم

ندونستم نرسیده تو شروع قصه میری
آرزوی زندگی رو میری و ازم میگیری
ندونستم که رسیدن یه بهونست واسه رفتن
واسه پرپر شدن تو واسه ویرون شدن من

بی تو غریب غربتم آماده شکستنم
با من بمون بمون بمون با من که عاشقت منم

 

 

آخرین قسمت سریال غریبانه

یک بار دیگر عشق را با خون نوشتند
تعبیر لبخند تو را گلگون نوشتند

یک بار دیگر عشق را با خون نوشتند
تعبیر لبخند تو را گلگون نوشتند

تا دست عشق از پیکر عاشق جدا شد
با دست لیلا قصه ی مجنون نوشتند


این کوچه ها بی تو همیشه بی قرارن
حس غریبی بین پاییز و بهارن

با اسب میبری لب تشنه بار کوچه با حرم
بوی تو دارم را تو را اما ندادن

بیدارمو میبینمت رویا به رویا
از پیش چشمم میروی دنیا به دنیا

با تو میان آب و آتش آشتی بود
در آتش است از رفتنت دریا به دریا


بیدارمو میبینمت رویا به رویا
از پیش چشمم میروی دنیا به دنیا


بیدارمو میبینمت رویا به رویا
از پیش چشمم میروی دنیا به دنیا


بیدارمو میبینمت رویا به رویا
از پیش چشمم میروی دنیا به دنیا


بیدارمو میبینمت رویا به رویا
از پیش چشمم میروی دنیا به دنیا

 

هرچه دارم از تو دارم


هرچه دارم از تو دارم ای همه دار و ندارم
با تو آرومم و بی تو بی قرار بی قرارم
گفتی باشم حالا هستم
چشم به راه یه نگاهت
می دونم منو می بینی
که نشستم سر راهت
با تو کوچه های بن بست میرسن به کهکشونا
با تو بیراهه یه راهه به نشون بی نشونا
اونا که از تو نشونی روی پیشونی ندارن
داغشون رو دلشونه خم به ابرو نمیارن
رسم من فرشتگی نیست
من که درگیر زمینم
تو خودت اینو می خواستی
من یه آدمم همینم
اونی که رو دوش خسته ش
یه امانت از تو داره
گاهی کم میاره اما
این امانتو میاره

 

 

رفتی(قطعه ی میانی سریال مثل هیچ کس)

رفتی که........................
رفتی که........................
خاطرات تو رو , زیر و رو کنم
رفتی که........................
رفتی که........................
با توهم تو گفت و گو کنم
امااان ای امان ...امااااااااااااااان........
بی آفتاب سویه ی تو
خانه , خانه نیست
اماااااااااااااان................ ...
آواره می کنی که تو را
جست و جو کنم
اماااااااااااان ...................
ای خدای من
جاااااااااااااااااااااااا ااااااااااااااااااااااااا ااااااااااااان

 

 

پرنده (کنسرت)

من یه پرنده م آرزو دارم تو باغم با شی
من یه خونه ی تنگ و تاریکم کاشکی تو بیای چراغم باشی
هر جا که باشم هر چی که باشم تو باید باشی
تا زنده باشم می میرم اگه از تو جدا شم
می میرم اگه از تو جدا شم
اگه تاریکم اگه روشنم اگه پاییزم اگه بهارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم

مثل هر کسی که دوست می داره جسم و جونشو
مثل اسمونی که ستاره شو یا ستاره ای که اسمونشو
اگه تاریکم اگه روشنم اگه پاییزم اگه بهارم

تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم

مثل هر کسی که دوست می داره جسم و جونشو

من یه پرنده م ارزو دارم تو باغم با شی
من یه خونه ی تنگ و تاریکم کاشکی تو بیای با شی
هر جا که باشم هر چی که باشم تو باید باشی
تا زنده باشم می میرم اگه از تو جدا شم
می میرم اگه از تو جدا شم
اگه تاریکم اگه روشنم اگه پاییزم اگه بهارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم
تو رو دوست دارم

 

 

موزیک میانی سریال حسرت

خیالتو میدزدم از تو شب سوره ها
تو ابرا پنهون میشم اخه نبیینه مهتاب
بارون میشم میبارم تو اسمون چشمات
که این زمین به یادت
بخوای نخوای فقط تو بیای نیای فقط تو
تو فقط تو اهای اهای فقط تو
بخوای نخوای فقط تو بیای نیای فقط تو
تو فقط تو اهای اهای فقط تو

از سر پرچین شب وقتی سرک میکشی
مهتاب هاجو واجو تو این طرف میکشی
میاد واسه تماشا میافته تو اسمون
انگار که عکس چشمات افتاده از راه دور
.....................
خیالتو میدزدم از تو شب سوره ها
تو ابرا پنهون میشم اخه نبیینه مهتاب
بارون میشم میبارم تو اسمون چشمات
که این زمین به یادت
بخوای نخوای فقط تو بیای نیای فقط تو
تو فقط تو اهای اهای فقط تو
بخوای نخوای فقط تو بیای نیای فقط تو
تو فقط تو اهای اهای فقط تو

 

 

تیتراژ آغازین سریال برای آخرین بار


تا حالا سراغی از خودت گرفتی توی خلوت
خلوتی که تورو روبروت بشونه توی آینت

تا حالا قلبتو تو سکوت شنیدی
خود بی نقابتو یه لحظه دیدی

ما هنوز تو برهوتی از دروغ دربه دریم
نرسیدن مقصد ماست با سراب همسفریم

زندگی فرصت عشقه منو تو دل به کی بستیم
ما تو سرسام تب وسوسه دنبال چی هستیم

............
پی نوریــــم .......................

پی نوریم پیش آفتابی که تکراری شده

..........
خوابیم اما ...........................

خوابیم اما خواب ما کابوس بیداری شده

دل ما زندونی نیست چند روزی مهمون تنه
این روزا فرصت خوبی واسه عاشق شدنه

این روزا فرصت خوبی واسه عاشق شدنه

 

 

آهنگ وسط سریال از نفس افتاده


نذار باور کنم تنهای تنهام
نمی خوام با کسی غیر از تو باشم
می خوام از خوابی که لحظش یه ساله
برای دیدن روی تو پا شم
اگه تو باشی و دنیا نباشه
می شه با تو همه دنیا رو حس کرد
همه دنیا بیاد و تو نباشی
دلم دق می کنه با این همه درد

تمام زندگیمو زیر و رو کن
که بی تو دلخوشی هامم گناهه
خودت باش و من و دیوانگی هام
فقط با تو دل من رو به راهه
بذار باور کنم اینو که با عشق
حقیقت می شه تو ابرا بپاشه
میشه افسانه ها رو زندگی کرد
اگه حق با منه دیوانه باشه
می شه افسانه ها رو زندگی کرد
اگه حق با منه دیوانه با

 

تسنیم


حس خوبی دارم به تو که نزدیکی
میشه دستاتو گرفت توی این تاریکی
میشه تا آخر عمر با خیالت سر کرد
میشه عاشق مون و عشق رو باور کرد
تا تو هستی جز تو همه چیز ممنوعه ست
عشق دل کنده از این کوچه باغ بن بست
من توی آغوشت گرم بودم یا سرد
کاش شب می فهمید روز باور می کرد
بغض یک دنیا رو از دلم کم کردی
من فقط من بودم منو آدم کردی
عشق بی حادثه نیست من خیانت کردم
اگه یادم باشی زود بر می گردم
ای خدایی که برام تو شبا فانوسی
هل میشم وقتی تو منو می بوسی
هل میشم وقتی تو منو می بوسی

 

عاقبت عشق


این جمع پراکنده اگر ایل ندارد ، امان ای امان
دلبسته نامست که فامیل ندارد ،امان ای دل
دیریست برادر به برادر نکند رحم
هر طایفه ای این همه قابیل ندارد
هر طایفه ای این همه قابیل ندارد


چون عاقبت عشق نه کفر است و نه ایمان
ابلیس در اغفال تو تعجیل ندارد ، امان
سردرگمی از ماست ولی قصه ی آدم
قرآنی و توراتی و انجیل ندارد

 

 

شقایق

شقایق کینه تو قلبش نداره

ولی با دشمنش سازش نداره

آره کوتاه عمرش زیر رگبار

آخه گل طاقت ترکش نداره

دلیله موندنش تو قلبا اینه

که خونش تو رگه این سرزمینه

هزارون ساله که قصش تو عالم

داره گل میکنه سینه به سینه

شقایق کینه تو قلبش نداره

ولی با دشمنش سازش نداره

آره کوتاه عمرش زیر رگبار

آخه گل طاقت ترکش نداره

نمیشه عطر صحرا رو بگیرن

نمیشه موج دریا رو بگیرن

از اونا که بشم عادت نکردن

نمیشه شوق فردا رو بگیرن

اگه دنیا مثله زندون لاله است

اگه رو خاکه ما بارون لاله است

اگه خون ابروی این دیاره

شقایق خواهر همخون لاله است

اگه خون ابروی این دیاره

شقایق خواهر همخون لاله است

 

 

 

تیتراژ سریال آدم خوار


تو پی کدوم ستاره
پشت ابرا خونه کردی
رفتی و چیزی نگفتی
گریه رو بهونه کردی

من سوال ساده تو
تو جواب مشکل من
ردپای رفتن تو
روی صحرای دل من


کوچه وقتی که نباشی
رگ خشکیده شهر
ماه تو گوش خونه گفته
دیگه با پنجره قهر

سقف دلبستگی بی تو
واسه من سایه نداره
دلم از روزی که رفتی
دیگه همسایه نداره

وقتی آسمون شبهام
زیر سایه چشاته
وقتی حتی این ترانه
رنگ غربت صداته

نمی ذارم این دو راهی
سر راه ما بشینه
نمی ذارم این جدایی
رنگ فردا رو ببینه

شب با فانوس اشکت
می برم به روشنایی
با تو میرسم دوباره
به طلوع آشنایی

می دونم هر جا که باشی
دل تو اهل همین جاست
واسـه من و تو ایــنجــا
اول و آخر دنیاست
اول و آخر دنیاست

 

 

 

منم میشم مثل خودت

هیچی نگو
حرفی نزن
حرف نگفته نداری
ازدست تو خسته شدم
بس که بهونه می یاری
تموم شد اون روزایی که
دلم می گفت دوست داره
طعنه هاتو می بخشید و می گفت که عیبی نداره

منم می شم مثل خودت
منم می شم مثل خودت
منم می شم مثل خودت
یه نارفیق و بی وفا
منم می شم مثل خودت
منم می شم مثل خودت
منم می شم مثل خودت
یه نارفیق وبی وفا

برای من
رفتن تو
مرگ دل و ترانه نیست
نگام پر از بهانه و حسرت عاشقانه نیست
برای من
رفتن تو
مرگ دل و ترانه نیست
نگام پر از بهانه و حسرت عاشقانه نیست

من می شم مثل خودت
منم می شم مثل خودت
منم می شم مثل خودت
یه نارفیق و بی وفا
منم می شم مثل خودت
منم می شم مثل خودت

با هر نگات خواستی به من بگی که همرام نمی یای
خواستی بفهمم که دیگه منو عزیزم نمی خوای
تا فهمیدی دوست دارم، گفتی یار تازه داری
گفتی براش از آسمون ماه و ستاره میاری
من می شم مثل خودت
منم می شم مثل خودت
منم می شم مثل خودت



هیچی نگو
حرفی نزن
حرف نگفته نداری
ازدست تو خسته شدم
بس که بهونه می یاری
تموم شد اون روزایی که
دلم می گفت دوست داره
طعنه هاتو می بخشید و می گفت که عیبی نداره

من می شم مثل خودت
منم می شم مثل خودت
منم می شم مثل خودت
یه نارفیق و بی وفا
منم می شم مثل خودت
منم می شم مثل خودت
منم می شم مثل خودت
یه نارفیق وبی وف

 

 

 

تیتراژ برنامه ی کولاک

کنج خونه نشستی و در و رو دنیا بستی و
از بس شکایت میکنی به مردن عادت میکنی
هی میگی تقدیر منه نمیگی تقصیر منه
تو این وسط چی کاره ای که عمریه اواره ای
بهش میگم بسه دیگه چی کار داری کی چی میگه
نزار خودتو سر کار انگار نه انگار
میگم هنوز دیر نشده هنوز دلت پیر نشده
پاشو و دست رو دست نزار انگار نه انگار

توی گذشته موندی و هی دلتو سوزوندیو
هر چی میگم بخند یه بار انگار نه انگار
انگار همه بی کارنو دشمنی با تو دارنو
همش با تو بد میکنن راه تورو سد میکنن
اینا همش بهونته کارای بچگونته
چشم دلت تا نبینه صد سال دیگم همینه
این دیگه حرف اخره عمر تو داره میگزره
تموم که شد به روت نیار انگار نه انگار

 

 

 

صدام بزن

صدام بزن ای عشق
نذار منو تنها
یه تار موی تو
می ارزه به دنیا
می ارزه به دنیا

نمیدونم چی شد
که بردی از یادم
شدم مثل اشک و
از چشمت افتادم
از چشمت افتادم

چرا منو نخواستی
من که برات میمردم
تموم زندگیمو
به دست تو سپردم

نمیشه باور من
که رفتی از بر من
خیال تو هرگز نمیره از سر من
نمیره از سر من

نگو که قلبت رو
به سایه بخشیدی
تو این همه فانوس
تو اصل خورشیدی

تو امتحان عشق
اگر چه مردودم
صدام بزن ای یار
که بی تو نابودم

چرا منو نخواستی
من که برات میمردم
تموم زندگیمو
به دست تو سپردم

نمیشه باور من
که رفتی از بر من
خیال تو هرگز نمیره از سر من
نمیره از سر من

صدام بزن ای عشق
نذار منو تنها
یه تار موی تو
می ارزه به دنیا
می ارزه به دنیا

نمیدونم چی شد
که بردی از یادم
شدم مثل اشک و
از چشمت افتادم
از چشمت افتادم

چرا منو نخواستی
من که برات میمردم
تموم زندگیمو
به دست تو سپردم

نمیشه باور من
که رفتی از بر من
خیال تو هرگز نمیره از سر من
نمیره از سر من

 

 

 

خلاصم کن (تیتراژ سریال در مسیر زاینده رود)

غروبم مرگ رو دوشم
طلوعم کن تو میتونی
تمومم سایه میپوشم
شروعم کن تو میتونی
شدم خورشید غرق خون
میونه مغرب دریا
منو با چشمای بازت
ببر تا مشرق رویا

دلم با هر تپش با هر
شکستن داره میفهمه
که هر اندازه خوبه عشق
همون اندازه بی رحمه
چه راه هایی که رفتم تا
بفهمم چو سراغی نیست (!)
خلاصم کن از عشقهایی
که گاهی هست و گاهی نیست

تو خوب سوختنو میشناسی
سکوتو از اونم بهتر
من آتیشم یه کاری کن
نمونم زیر خاکستر
میخوام مثل همون روزا
که بارون بود، ابری شم
دوباره سو حریره تو
مثل چشمات ابری شم

 

 

جاده

دارم میام پیشت
جاده چه همواره
هوا چقدر بوی عطر تورو داره
دارم میام پیشت
جاده چه همواره
هوا چقدر بوی عطر تورو داره
جاده چه همواره هوا چقدر صافه
شب داره موهای سیاشو میبافه
فقط تو میفهمی امشب چه خوشحالم
از این خوشی لبریز رویاییه حالم
دارم میام پیشت
جاده چه همواره
هوا چقدر بوی عطر تورو داره
دارم میام پیشت
جاده چه همواره
هوا چقدر بوی عطر تورو داره
امشب توهم مثله خودم چه بیتابی
از شوق این دیدار اصلا نمیخوابی
از این وره جاده تا اونوره جاده
میام آخه چشمات وعده بهم داده
میام که باز دستات رفیقه دستام شه
دوباره تو عمق نگاهه تو جام شه
دارم میام پیشت
جاده چه همواره
هوا چقدر بوی عطر تورو داره
دارم میام پیشت
جاده چه همواره
هوا چقدر بوی عطر تورو داره

 

 

 

 

 

دوسه روزه که مات و بی ارادم
یه چیزی فکرمو مشغول کرده
همین عشقی که درگیره هواش
منو نسبت به تو مسئول کرده
از اون رابطه ی معمولیه ما
چه عشقی سر گرفت تو روزگارم
دوسه روزه که بعد از این همه سال
واسه تو ادعای عشق دارم
نمیبینی دارم جون میدم اینجا
نمیدونی به تو محتاجم اینجا
چقدر راحت منو وابسته کردی

 

دارم دیوونه میشم کم کم اینجا
میخوام مثله قدیما مثل سابق
یوقتایی یکی با من بخنده
یکی باشه که دستامو بگیره
یکی باشه که زخمامو ببنده
نمیبینی دارم جون میدم اینجا
نمیدونی به تو محتاجم اینجا
چقدر راحت منو وابسته کردی

 

دارم دیوونه میشم کم کم اینجا

 

 

 

 

 

 

 

خودت خواستی که من مجبور باشم برم جایی که از تو دور باشم
تو پای منو از قلبت بریدی خودت خواستی که من اینجور باشم
خودت خواستی که احساسم بشه سرد خودت خواستی نمیشه کاری هم کرد
میدیدم دارم از چشمات میفتم مدارا کردمو چیزی نگفتم
برام بودنه تو بازی نبودو به این بازی دلم راضی نبودو
از اول آخرش رو میدونستم تو تونستی ولی من نتونستم
برات بودنه من کافی نبودوحقیقت این که میبافی نبودو

دارم دق میکنم از درد دوری میخوام مثله تو شم اما چه جوری

 

 

 

 

 

 

تورو دیدم نفسم بند اومد
دل من یکدفه یک حالی شد
نمیدونم که حواسم این بود
یا زمین زیر پاهام خالی شد
من به چشمای خودم شک کردم
اینهمه میشه مگه زیبایی
مثه تو وقتی تو خوابا هم نیس
نمیشه حتی بگم رویایی
به خودم اومدمو حس کردم
تو بهشتم اما این دنیا بود
تو زمان گم شدموهر لحظه
مثه یک خاطره از فردا بود
من هنوزم به چشام شک دارم
تو هنوزم بامنی اینجایی
اگه بیداریه من دیوونم
اگرم خوابه که تو رویامی
من به چشمای خودم شک کردم
اینهمه میشه مگه زیبایی
مثه تو وقتی تو خوابا هم نیس
نمیشه حتی بگم رویایی

 

 

 

 

 

 

 

دیگه دارم به خودم شک میکنم
آخه حرفامو نمیفهمه کسی
منکه دست دلمو رو میکنم
چرا دنیامو نمی فهمه کسی
دل من مونده رو دستم دلی که
همه ی دارو نداره آدمه
کاش یکی از ته دل به من بگه
عاشق این دله صاف و سادمه
دیگه دارم به خودم شک میکنم
آخه حرفامو نمیفهمه کسی
منکه دست دلمو رو میکنم
چرا دنیامو نمیفهمه کسی
آخه من چیز زیادی نمیخوام
یه نوازش یه نگاهه مهربون
یکی که خودش باشه تا بتونیم
واسه همدیگه بمونیم هردومون
دیگه دارم به خودم شک میکنم
آخه حرفامو نمیفهمه کسی
منکه دست دلمو رو میکنم
چرا دنیامو نمی فهمه کسی

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

فرصت ما تمووم شده بایدازاین قصه بریم
فرقی نداره من و تو کدوممون مقصریم
خاطره هارو یادمه لحظه به لحظه مو به مو
هیچی رو یاد من نیار اونقدر خرابم که نگو
بد بودم وبدترشدم میرم با پاهای خودم
میرم نمیدونم کجا آخ کم آوردم به خدا
دلگیرم از دست خودم کاش عاشقت نمیشدم
هرجوری میخواستم نشد از غم یه ذرم کم نشد
من موندمو تنهاییام از دنیا هیچی نمیخوام
عاقبته منو نگاه اشتباه پشت اشتباه
هر روزعاشق تر شدیم تو عشق خاکستر شدیم
سوختیم ولی به آرزومون نرسیدیم
فقط گریه فقط عذاب صدتا سوال بیجواب
نه من نه تو ازعاشقی خیری ندیدیم
دلگیرم از دست خودم کاش عاشقت نمیشدم
هرجوری میخواستم نشد از غم یه ذرم کم نشد
من موندمو تنهاییام از دنیا هیچی نمیخوام
عاقبته منو نگاه اشتباه پشت اشتباه
فرصت ما تمووم شده بایدازاین قصه بریم
فرقی نداره من و تو کدوممون مقصریم
خاطره هارو یادمه لحظه به لحظه مو به مو
هیچی رو یاد من نیار اونقدر خرابم که نگو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

چقدر خوبه که تو هستی
چقدر خوبه تورو دارم
چقدر خوبه که از چشمات میتونم شعر بردارم
تو که دلواپسم میشی همه دلواپسیم میره
شاید این واسه تو زوده یا شاید واسه من دیره
واست زوده بفهمی من چرا آواره ی دردم
واسم دیره ازاین خلوت به شهرعشق برگردم
واسم دیره پشیمون شم چه خوبه با تو شب گردی

 

واست زوده بفهمیکه چه کاری با خودت کردی
نه اینکه بی تو ممکن نیست
نه اینکه بی تو میمیرم
به قدری مسریه حالت که دارم عشق میگیرم
همه دلشورم از اینه که عشق اندازه ی آهه
تو جوری عاشقی کن که نفهمم عشق کوتاهه
واست زوده بفهمی من چرا آواره ی دردم
واسم دیره ازاین خلوت به شهرعشق برگردم
واسم دیره پشیمون شم چه خوبه با تو شب گردی


واست زوده بفهمی که چه کاری با خودت کردی

 

 

 

 

 

 

دنیا

 

دنیا مارونخواست ماهم نخواستیم
بیرون بریم چرا تو دنیا وایسیم
بریم یه جا که خورشیدش دروغ نیس
اونجا که ماه میخنده بی فروغ نیس
اونجاییکه بی منته زمونه
زندگیرو بیسازیم عاشقونه
اونجایی که بی منته زمونه
زندگی رو میسازیم عاشقونه
دنیا حساب کتاب داره نخواستیم
سوال بی جواب داره نخواستیم
غصه داره عذاب داره نخواستیم
اینهمه پیچ و تاب داره نخواستیم
دنیا مارونخواست ماهم نخواستیم
بیرون بریم چرا تو دنیا وایسیم
بریم یه جا که خورشیدش دروغ نیس
اونجا که ماه میخنده بی فروغ نیس
اونجایی که بی منته زمونه
زندگی رو بیسازیم عاشقونه
اونجایی که بی منته زمونه
زندگی رو میسازیم عاشقونه
بهت میگن سر به هوا کجایی
از این وری یا اهل اونورایی
سر به هوا بودن تو دنیا بد نیست
چشمای ما دروغ دیدن بلد نیس
میگن که دنیا رو قفس کشیدی
بهت میگن ترسیدی پس کشیدی

بذار بگن ما اهل دنیا نیستیم
ما همه پرتیمو تو اینجا نیستیم
اونجایی که بی منته زمونه
زندگی رو میسازیم عاشقونه

 

 

 

 

 

 

اتفاق

 

اتفاق افتاد دست من نبود
من نفهمیدم چرا عاشق شدم
ساده تر از اونی که فکر میکنی
بی دلیل و بی هوا عاشق شدم
قلب من یک عمر با من بوده و
تازه فهمیدم کجاست کارش چیه
تازه فهمیدم همه افسانه ها
شعرها معجزه ها کار کیه
من نمیدونم چرا حس میکنم
این روزا احوال من بهتر شده
فرق کرده خنده هامو گریه هام
عکس من توآینه واضح تر شده
اتفاق افتاد دست من نبود
من نفهمیدم چرا عاشق شدم
ساده تر از اونی که فکر میکنی
بی دلیل و بی هوا عاشق شدم

 

 

 

 

 

 

 

 

تحویل بهار

داره حسی تو من بیدار میشه، جهان هم مثل من بیکار میشه
مثل روزای اول حول میشم، دوباره قصه مون تکرار میشه
چقدر گفتم نرو بی عشق سخته، منو تا زنده ای یادت نمیره
تو سرگرم کسی بودی که میخواست، شده یک شب تو رو از من بگیره
دعا کردم دلت ترسش بریزه، به من نزدیکتر شه گرم تر شه
دعا کردم کسی حتی نتونه، از احساسی که دارم با خبر شه
میخوام باور کنم تا آخر عمر، کنار سالها تحویل میشه
جهان با عشق ما آغاز میشه، جهان بی عشق ما تاثیر میشه
خدا رو شکر باز عاشق شدی تو، خدا رو شکر من پای تو موندم
جواب اون همه حرفای تلخو، من از چشم پشیمون تو خوندم
اگه چشمامو جدی تر بگیری، بفهمی من یه ساله صبر کردم
بهارو زودتر تحویل میدی، به آغوش شکسته دست سردم
میخوام باور کنم تا آخر عمر، کنار سالها تحویل میشه
جهان با عشق ما آغاز میشه، جهان بی عشق ما تاثیر میشه

 

 

 

 

 

 

 

قسمت

 

وقتی قسمتم نمیشه عاشقونه با تو باشم
روی گونه های خیسم دونه دونه اشک میپاشم
وقتی قسمتم نمیشه دست گرمتو بگیرم
غیر این چاره نمونده که یه گوشه ای بمیرم
که یه گوشه ای بمیرم

دست تقدیر
دست قسمت
منو از دلم جدا کرد
این جدایی
بی بهونه
همه هستیمو فدا کرد
دل بریدم
که نبندم
دل به تکرار جدایی

قسمتم نمیشه انگار با تو همصدا بخونم
شب تاریک نگامو تا سحر با تو بمونم
قسمتم نمیشه انگار با تو همصدا بخونم
شب تاریک نگامو تا سحر با تو بمونم

دست تقدیر
دست قسمت
منو از دلم جدا کرد
این جدایی
بی بهونه
همه هستیمو فدا کرد
دل بریدم
که نبندم
دل به تکرار جدایی

 

 

 

 

 

کجا

کـجــــای ایـن شب غـریـبـــم ؟

کـجـــای ایـن کـرانه ی کـبــود ؟

کجــای ایــن شبی که از غــزل

چـراغ مـاه قـسـمــتـش نـبـــود

کـجــای ایـن همـیشه ابریـــم ؟

کـه آسمان نشــان نمی دهــد

به گـریه میرسـم ولی سـکتوت

به گـریه هـــم امان نمـی دهـد

کجای این شبم که مـی کشـد

هوای گــریـه ام بـه نــا کـجــــا

از ایــن خـرابـیــم کـــه می برد

به خانه ای که نـیست ای خدا

کـسـی نـمـانـده پا به پای مـن

اگر غمی که خانه زاد تـوســت

اگـر صـدای سـرمـه ریــز مــــن

که شعر سر به مهر یاد توست